زندگی نامه مختصر مشاهیر ایران(1)

زندگی نامه مختصرمشاهیر ایران

فردوسی : حکیمفرزانه ابوالقاسم حسن ابن اسحق .از وی به نام خداوندگار تاریخ و فرهنگایرانشهر یاد میکنند .شاعر نامی ایران که ایران را پس از 200 سال از دستزبان اعراب نجات داد و دوباره زبان پارسی راکه از ریشه پهلوی و دری گرفتهشده است رابه کشور هدیه کرد . او در سال 329 در قریه باژ از توابع طوس پابه حیات گذاشت و مدت 35 سال از عمر خود صرف جمع آوری تاریخ ایران به صورت نظم و شعرکرد که منبع گردآوری او از کتاب خدای نامه شاهنشاهی ساسانیان بود . اما حاکم وقتسلطان محمود غزنوی رنج او را ضایع کرد و او را آزرده و رنجیده خاطر نمود . اویکی از سه اثربزرگوشاهکار ادبی جهان را بوجود آورد کههم اکنون کشورهای مختلفی یادواره او را گرامی میدارند و او در نهایت اندوه در سال 411 هجری در طوس درگذشت . که بدلیل سروده های جنجالی او علیه اعراب و نکوهش چنیدنباره آنان - مسلمانان بر جشدش نماز نگذاشتند و وی را در گورستان مسلمان خاک نکردندولی او در تاریخ جاوید ماند .

دیاکو : دیاکو بنیانگذار ایران و نخستین پادشاهسرزمین ماست دولت ماد یکی از سه تیره آریایی ( ماد، پارس و پارت ) فلات ایران استدر سال ۱۳۳۲ پیش از تاریخ خورشیدی بود . مردم ایران او را به پادشاهی برگزیدند.شاهنشاه دیاکو همدان ( هگمتانه‌ ) را به پایتختی خود برگزید و در آن بر روی تپه‌ای،هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژه‌ای در آورد.دیاکو ۵۳ سال بر ایرانفرمانروایی کرد او توانست اتحادی تاریخی بین تیره های مختلف نژاد آریایی ایجادنماید .
دیاکو ابتدا توانست 7 طایفه قوم ماد را با هم متحدکند ، وی سپس به عنوان رهبر و قاضی آن 7 طایفه انتخاب شد که این مساله در سال 701قبل از میلاد مسیح اتفاق افتاد. پس از 7 سال رهبری در بین این 7 طایفه، وی از طرفمادها ، پارسها و پارتها به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تا سال 656 قبل ازمیلاد مسیح حکومت کرد. ماجراهای به قدرت رسیدن دیاکو در کتاب تاریخ هرودوت آمدهاست. دیاکو پسر کیاکسار (کسی که می‌تواند خوب نشانه‌گیری کند) و کیاکسار نام پدرشدیاکو را بر فرزند گذاشته بود .
فرهاد پسر دیاکو و دومینپادشاه ایران بود و بین سالهای 665 قبل از میلاد تا 633 قبل از میلاد حکومت کرد.مانند پدرش ، فرهاد هم جنگ بر علیه آشوریان را آغاز کرد اما متاسفانه شکست خورد ،به دست آشور بنی پال افتاد و به دست او کشته شد. جانشین فرهاد ، کیاکسار نام داشتاو ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد.برای استوارسازی این اتحاد، دختر کیاکسار به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنیبخت‌النصر دوم درآمد. امتیس از زندگی در جلگه میان‌رودان دلگیر شد و برای کوه‌هایبلند همدان و ایران دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُخت‌النصر دوم به عنوان هدیه برایهمسرش دستور ساختن باغ‌های معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای امتیس حکمکوهساران را داشته باشد.
کیاکسار در جوانی، شکست پدرش،فرهاد را در برابر آشوری ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید کهبرای مقابله در برابر آشوریان، می بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیراسربازانی که رؤسای زمین دار جمع آوری می کنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمیآیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز بهتیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود.
کیاکسار با ایننیروی نظامی، به سوی نینوا حرکت کرده، آن شهر را محاصره کرد. اما پس از مدتی، به اوخبر رسید که سکاها، به ایران هجوم آورده اند. او دست از محاصره برداشت و به مقابلهبا آنان شتافت. کیاکسار ، در شمال دریاچه ی ارومیه، نبردی سخت با آنان کرد و ازآنان شکست خورد. سکاها، 28 سال بر سرزمین ماد تسلط یافتند و کیاکسار، در این مدت،مطیع آنان بود. سکاها، شهر سقز را بنا کردند و آن شهر را پایتخت خود قراردادند.
با گذشت زمان ، کیاکسار ، تصمیم به بیرون راندنسکاها گرفت. او، فرمانده ی سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همه یآنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرونراند.
چون از این جهت، آسودگی خاطر فراهم شد، کیاکسار برایبار دوم، تصمیم به نابودی آشوریان گرفت. او و نبوپلسر توانستند با همیاری،امپراتوری آشور را درهم‌شکسته و پایتخت آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند.ساراگوس، چون در برابر ایرانیان و آشوریان، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش رادر آتش، سوزاند. سپس، شهر نینوا، با خاک یکسان شد و دنیا از جنایات دولت ستمگرآشور، رهایی یافت.
پس از این پیروزی ، ایرانیها میان رودان ( بین النهرین) ، ارمنستان و بخشهایی از آسیای صغیر و بخش شرقی رود قزل ایرماق رانیز ضمیمه امپراطوری خود کردند. در این شرایط رود قزل ایرماق به عنوان مرز بینامپراطوری قدرتمند ایران و سرزمین لیدیه شد. جنگ معروف بین ایرانی ها و لیدی ها کهبا نام جنگ قزل ایرماق معروف است ، در 28 ماه می 585 قبل از میلاد مسیح ، به دلیلکسوف ناگهانی پایان یافت.
کیاکسار پس از این که جنگ باپیروزی پسرش ، آستیاگ به پایان رسید از دنیا رفت. آستیاگ مرزهای ایران را تا اروپاگسترش داد او پدربزرگ مادری کوروش بزرگ بود.

عمر خیام : فیلسوف - منجم -ریاضیدان و اندیشمند ایران زمین . که نه تنها ایران را دگرگون نمود بلکه تاثیری ژرفدر جهان از خود برجای گذاشت . هم اکنون تندیس این بزرگ مرد در دانشگاه فلورنسایتالیا نصب است و فلسفه و خصوصیات او تدریس میشود . او در زمان جلال الدین ملکشاهسلجوقی زیست کرد و از قوانین اعراب بیابانگرد که سایه در کشورمتمدن ما گسترانیدهبود به تنگ آمده بود و رباعیات بسیاری در شکایت از آنان به روشنی گفت

ابوریحان محود بن احمد بیرونی : ( 440-363 هجری)(1048-973 م) ایرانی نژاد زاده خوارزم،ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعیودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملیکشورش بسیار پایبند بود . کتاب آثارالباقیه بیرونی یکی از برجسته ترین اسناد تاریخیایران باستان است

ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ،شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل . پزشکنامدار و دانشمند ایرانی که در شهر ری در نزدیک تهران به دنیا آمد.در جوانی سفری بهبغداد داشت که در آنجا علم کیمیا را آموخت و به واسطه آسیبی که به چشمانش وارد شدبه فرا گرفتن علم طب پرداخت و در این علم آنچنان پیشرفت کرد که اداره بیمارستانبغداد را به او سپردند همچنین زمانی که به ری بازگشت از طرف منصور بن اسحق حاکم ریسرپرست بیمارستان ری شد.از مهمترین آثار او در طب کتاب(الحاوی)است که یکی از کتابهای اصلی درز زمینه طب به شمار می رفته این کتاب را رازی در ابتدا بصورت پراکندهگردآوردی کرده بود که پس از مرگ وی به دستور ابن عمید کتاب را از یادداشتها استنساخنمودند.از آثار طبی دیگرش میتوان به کتاب (الطب الملوکی)و کتاب(طب منصوری)نامبرد.کتاب طب منصوری به نام منصوربن اسحق تالیف شده است.یکی دیگر از آثار او کتاب(منلا یحضره الطبیب)است که شامل دستورهای ساده در زمینه طب میباشد.زساله های طبی دیگریکه در زمینه بعضی از امراض نوشته و معروفترین آنها عبارتند از:کتاب الجدری و الحصبهمی باشد که کتاب الحصبه یکی از بهترین رساله های طبی در زمان قدیم بوده کهاروپائیانهمواره آن را تحسین می کرده اند.راز ی در علم کیمیا تبحری به سزا داشتهاست از کارهای مهم او کشف جوهرگوگرد و الکل می باشد.وی کتاب الاکسیر را در زمینهکیمیا نوشته است.رازی اولین کسی است که تمام اشیاء عالم را به سه گروه و جامدات ونباتات و حیوانات طبقه بندی کرده است.رازی در الاهیات و ماوراء طبیعه آثاری از خودبر جا گذاشته است.رازی در زمینه طب فقط به جنبه علمی آن اکتفا نمی کرد بلکه به عملو آزمایش نیز دست می زد وی در سالهای آخر عمر به دلیل کار زیاد به بیماری چشم مبتلاشد. برای معالجه نزد چشم پزشک رفت اما چشم پزشک برای درمان او پول زیادی طلب کرد وخطاب به رازی گفت:من پیش از تو کیمیا را یافته ام و آن همان پزشک است.وی در سال۳۱۳(ه.ق)در حلی که بعلت کار مداوم بینایی خود را از داده بود در شهر ری وفاتیافت.

نادر شاهافشار :نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها ازاطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خودهمراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی راخواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بینمردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانیتاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتنداد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سویمغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایرانافزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیشاز روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغاندر مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پردهخاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبرآوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتشدار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطارنمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقشداشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سندگذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدندو بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیماما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر ازاو خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایرانبه کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمدگورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاریاز آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمودو در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگیتا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاهازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد …

خواجه نصرالدین طوسی :خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهرتوس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیرالدیـن) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.

سورنا : سورنا یکی ازسرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیانفرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرفنموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهایپهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروایشام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند رادر سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس»با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بردوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد Orod » ( اشک 13) پادشاه دلاور اشکانی کهخود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، سورنا فرمانده مورد اعتماد خود را بهجنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلبمیان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و درنزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامیماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاهروم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدندو تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میانایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس ازپیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرتآنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهانپرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شدو از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناختهشده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی ازایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشکسیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراطوری ایران بگیرند .
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران راضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار وبزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانستهاند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایسآنها در طی سلسله اشکانی است…

سعدی شیرازی : سعدی درشیراز دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دین‌آموختگان بودند و پدرش در دستگاهدیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی کههنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهورنظامیه و دیگر حوزه‌های علمی آن شهر به دانش‌آموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخابوالفرج جوزی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی بهره برد. پس از دانش‌آموختگی تصمیم به ترکبغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیرازبازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت.پس ازحدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت می‌کرد. سال‌های باقیمانده عمرسعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربه‌ها و آموخته‌هایش کتاب بوستان رادر سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجریقمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.

شهاب الدین سهروردی :شیخ شهابالدین یحیی بن حبشی بن امیرک سهروردی ، بی شک یکی از بزرگان حکمت و فلسفه و عرفانایران زمین است .و این حکیم فرزانه درمدت عمر کوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده وماندگاری به جامعه بشری تقدیم کرده است که از زوایای گوناگون درخور توجه و دقتهستند . هدف اصلی او در پرداختن به مسایل فلسفی ، اح

/ 0 نظر / 880 بازدید