بعد از این انتظار می آید

با دلی بی قرار می آید

گفته بودم که صبر کن ای دل

عشق روزی بکار می آید

گل من ، میوه ی یقین بی شک

صبر باشد به بار می آید

هنر آنست منتظر باشی

عشق با تو کنار می آید

در بهار گذشته گر نرسید

بی گمان این بهار می آید

گوش کن ها صدای شیهه اسب

گوئیا یک سوار می آید

آفتابی که سالها پنهان

شده بود آشکار می آید