وصیت نامه!

یادتان باشد اگر مُردم عزاداریکنید
بر سر و صورت بکوبید و خود آزاری کنید

آبروها برده اید از من درایام حیا ت
لا أقل حا لا که مردم آبرو داری کنید

من که می دانم درآنجاتان عروسی ها به پاست !
لا أقل در مجلس ختمم کمی زاری کنید

می کنمتقدیمتان متن وصیت نامه را
تا پس از اجراش احساس سبکباری کنید

اول اینکهدر شب هفت و چهل هنگام شام
باید از آوردن اولاد خود داری کنید

شام ختمدوستانم هیچ تعریفی نداشت
ران و سینه ی مرغ ما را خوب سوخاری کنید

وایاگر گردو نباشد لای خرماهای من !
فکر خرما و خطیب و مسجد و قاری کنید

ثانیاً مشکی بپوشید و چهل شب ریش را
تا به زانو هم اگر آمد پرستاری کنید

از وصا ل تیغ و صورت ما معّذب می شویم
فوق فوقش ریش را یک ذرّه ستاریکنید

ثا لثاً حج و نماز و روزه ی سی سا ل را
باید از شیخی برای منخریداری کنید

رابعاً یک عده بازاری طلب کار منند
باید از بازاریان اعلامبیزاری کنید

البته اول بپردازید اقساط مرا
بعد از آن اعلام بیزاری زبازاری کنید

خامساً از شعرهای من کسی حظّی نبرد
مردم کج ذوق را در فهمآن یاری کنید

یکدگر را از چه رو جر می دهید ای دوستان؟
بر سر نعشم نبایدنا بهنجاری کنید

من به کل ّ مردم ایران تعلّق داشتم
پس برایم چا له ایمرغوب حفاری کنید

بوی گند لاشه ام پیچید در گوش فلک
شاعرم برگ چغندرنیستم کاری کنید

شستشوی مرده آن هم پیش چشم دیگران؟
وای اگر با نعش مناینگونه رفتاری کنید

شیخ فضل الله نوری را به دار آویختید
لا أقل از نوریشاعر هواداری کنید

من نمی خواهم خیابانی به نام من کنند
نام ما را رویسنگ قبر حجاری کنید

اعتماد کاملی دارم به زن اما شما
نشنوم با همسرم یکلحظه غمخواری کنید

از فشار قبر می ترسم سپیدی کفن
زرد گردد رنگ آن را کاش زنگاری کنید

مثل سگ می ترسم از کنکور تشریحی مرگ
ای نکیر و منکر شبکارعیّاری کنید

مرگ در راه است ای دختر پسرهای جوان
قبل هرگونه تماسی صیغهای جاری کنید

با زبان خونچکان داس ، عزرائیل گفت :
روح را باید برای مرگپرواری کنید

عرضمان را درز می گیریم با این توصیه
ملت در صحنهاستکبارآزاری کنید!

سعیدنوری