زندگی نامه مختصرمشاهیر ایران

فردوسی : حکیمفرزانه ابوالقاسم حسن ابن اسحق .از وی به نام خداوندگار تاریخ و فرهنگایرانشهر یاد میکنند .شاعر نامی ایران که ایران را پس از 200 سال از دستزبان اعراب نجات داد و دوباره زبان پارسی راکه از ریشه پهلوی و دری گرفتهشده است رابه کشور هدیه کرد . او در سال 329 در قریه باژ از توابع طوس پابه حیات گذاشت و مدت 35 سال از عمر خود صرف جمع آوری تاریخ ایران به صورت نظم و شعرکرد که منبع گردآوری او از کتاب خدای نامه شاهنشاهی ساسانیان بود . اما حاکم وقتسلطان محمود غزنوی رنج او را ضایع کرد و او را آزرده و رنجیده خاطر نمود . اویکی از سه اثربزرگوشاهکار ادبی جهان را بوجود آورد کههم اکنون کشورهای مختلفی یادواره او را گرامی میدارند و او در نهایت اندوه در سال 411 هجری در طوس درگذشت . که بدلیل سروده های جنجالی او علیه اعراب و نکوهش چنیدنباره آنان - مسلمانان بر جشدش نماز نگذاشتند و وی را در گورستان مسلمان خاک نکردندولی او در تاریخ جاوید ماند .

دیاکو : دیاکو بنیانگذار ایران و نخستین پادشاهسرزمین ماست دولت ماد یکی از سه تیره آریایی ( ماد، پارس و پارت ) فلات ایران استدر سال ۱۳۳۲ پیش از تاریخ خورشیدی بود . مردم ایران او را به پادشاهی برگزیدند.شاهنشاه دیاکو همدان ( هگمتانه‌ ) را به پایتختی خود برگزید و در آن بر روی تپه‌ای،هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژه‌ای در آورد.دیاکو ۵۳ سال بر ایرانفرمانروایی کرد او توانست اتحادی تاریخی بین تیره های مختلف نژاد آریایی ایجادنماید .
دیاکو ابتدا توانست 7 طایفه قوم ماد را با هم متحدکند ، وی سپس به عنوان رهبر و قاضی آن 7 طایفه انتخاب شد که این مساله در سال 701قبل از میلاد مسیح اتفاق افتاد. پس از 7 سال رهبری در بین این 7 طایفه، وی از طرفمادها ، پارسها و پارتها به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تا سال 656 قبل ازمیلاد مسیح حکومت کرد. ماجراهای به قدرت رسیدن دیاکو در کتاب تاریخ هرودوت آمدهاست. دیاکو پسر کیاکسار (کسی که می‌تواند خوب نشانه‌گیری کند) و کیاکسار نام پدرشدیاکو را بر فرزند گذاشته بود .
فرهاد پسر دیاکو و دومینپادشاه ایران بود و بین سالهای 665 قبل از میلاد تا 633 قبل از میلاد حکومت کرد.مانند پدرش ، فرهاد هم جنگ بر علیه آشوریان را آغاز کرد اما متاسفانه شکست خورد ،به دست آشور بنی پال افتاد و به دست او کشته شد. جانشین فرهاد ، کیاکسار نام داشتاو ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد.برای استوارسازی این اتحاد، دختر کیاکسار به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنیبخت‌النصر دوم درآمد. امتیس از زندگی در جلگه میان‌رودان دلگیر شد و برای کوه‌هایبلند همدان و ایران دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُخت‌النصر دوم به عنوان هدیه برایهمسرش دستور ساختن باغ‌های معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای امتیس حکمکوهساران را داشته باشد.
کیاکسار در جوانی، شکست پدرش،فرهاد را در برابر آشوری ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید کهبرای مقابله در برابر آشوریان، می بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیراسربازانی که رؤسای زمین دار جمع آوری می کنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمیآیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز بهتیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود.
کیاکسار با ایننیروی نظامی، به سوی نینوا حرکت کرده، آن شهر را محاصره کرد. اما پس از مدتی، به اوخبر رسید که سکاها، به ایران هجوم آورده اند. او دست از محاصره برداشت و به مقابلهبا آنان شتافت. کیاکسار ، در شمال دریاچه ی ارومیه، نبردی سخت با آنان کرد و ازآنان شکست خورد. سکاها، 28 سال بر سرزمین ماد تسلط یافتند و کیاکسار، در این مدت،مطیع آنان بود. سکاها، شهر سقز را بنا کردند و آن شهر را پایتخت خود قراردادند.
با گذشت زمان ، کیاکسار ، تصمیم به بیرون راندنسکاها گرفت. او، فرمانده ی سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همه یآنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرونراند.
چون از این جهت، آسودگی خاطر فراهم شد، کیاکسار برایبار دوم، تصمیم به نابودی آشوریان گرفت. او و نبوپلسر توانستند با همیاری،امپراتوری آشور را درهم‌شکسته و پایتخت آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند.ساراگوس، چون در برابر ایرانیان و آشوریان، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش رادر آتش، سوزاند. سپس، شهر نینوا، با خاک یکسان شد و دنیا از جنایات دولت ستمگرآشور، رهایی یافت.
پس از این پیروزی ، ایرانیها میان رودان ( بین النهرین) ، ارمنستان و بخشهایی از آسیای صغیر و بخش شرقی رود قزل ایرماق رانیز ضمیمه امپراطوری خود کردند. در این شرایط رود قزل ایرماق به عنوان مرز بینامپراطوری قدرتمند ایران و سرزمین لیدیه شد. جنگ معروف بین ایرانی ها و لیدی ها کهبا نام جنگ قزل ایرماق معروف است ، در 28 ماه می 585 قبل از میلاد مسیح ، به دلیلکسوف ناگهانی پایان یافت.
کیاکسار پس از این که جنگ باپیروزی پسرش ، آستیاگ به پایان رسید از دنیا رفت. آستیاگ مرزهای ایران را تا اروپاگسترش داد او پدربزرگ مادری کوروش بزرگ بود.

عمر خیام : فیلسوف - منجم -ریاضیدان و اندیشمند ایران زمین . که نه تنها ایران را دگرگون نمود بلکه تاثیری ژرفدر جهان از خود برجای گذاشت . هم اکنون تندیس این بزرگ مرد در دانشگاه فلورنسایتالیا نصب است و فلسفه و خصوصیات او تدریس میشود . او در زمان جلال الدین ملکشاهسلجوقی زیست کرد و از قوانین اعراب بیابانگرد که سایه در کشورمتمدن ما گسترانیدهبود به تنگ آمده بود و رباعیات بسیاری در شکایت از آنان به روشنی گفت

ابوریحان محود بن احمد بیرونی : ( 440-363 هجری)(1048-973 م) ایرانی نژاد زاده خوارزم،ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعیودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملیکشورش بسیار پایبند بود . کتاب آثارالباقیه بیرونی یکی از برجسته ترین اسناد تاریخیایران باستان است

ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ،شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل . پزشکنامدار و دانشمند ایرانی که در شهر ری در نزدیک تهران به دنیا آمد.در جوانی سفری بهبغداد داشت که در آنجا علم کیمیا را آموخت و به واسطه آسیبی که به چشمانش وارد شدبه فرا گرفتن علم طب پرداخت و در این علم آنچنان پیشرفت کرد که اداره بیمارستانبغداد را به او سپردند همچنین زمانی که به ری بازگشت از طرف منصور بن اسحق حاکم ریسرپرست بیمارستان ری شد.از مهمترین آثار او در طب کتاب(الحاوی)است که یکی از کتابهای اصلی درز زمینه طب به شمار می رفته این کتاب را رازی در ابتدا بصورت پراکندهگردآوردی کرده بود که پس از مرگ وی به دستور ابن عمید کتاب را از یادداشتها استنساخنمودند.از آثار طبی دیگرش میتوان به کتاب (الطب الملوکی)و کتاب(طب منصوری)نامبرد.کتاب طب منصوری به نام منصوربن اسحق تالیف شده است.یکی دیگر از آثار او کتاب(منلا یحضره الطبیب)است که شامل دستورهای ساده در زمینه طب میباشد.زساله های طبی دیگریکه در زمینه بعضی از امراض نوشته و معروفترین آنها عبارتند از:کتاب الجدری و الحصبهمی باشد که کتاب الحصبه یکی از بهترین رساله های طبی در زمان قدیم بوده کهاروپائیانهمواره آن را تحسین می کرده اند.راز ی در علم کیمیا تبحری به سزا داشتهاست از کارهای مهم او کشف جوهرگوگرد و الکل می باشد.وی کتاب الاکسیر را در زمینهکیمیا نوشته است.رازی اولین کسی است که تمام اشیاء عالم را به سه گروه و جامدات ونباتات و حیوانات طبقه بندی کرده است.رازی در الاهیات و ماوراء طبیعه آثاری از خودبر جا گذاشته است.رازی در زمینه طب فقط به جنبه علمی آن اکتفا نمی کرد بلکه به عملو آزمایش نیز دست می زد وی در سالهای آخر عمر به دلیل کار زیاد به بیماری چشم مبتلاشد. برای معالجه نزد چشم پزشک رفت اما چشم پزشک برای درمان او پول زیادی طلب کرد وخطاب به رازی گفت:من پیش از تو کیمیا را یافته ام و آن همان پزشک است.وی در سال۳۱۳(ه.ق)در حلی که بعلت کار مداوم بینایی خود را از داده بود در شهر ری وفاتیافت.

نادر شاهافشار :نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها ازاطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خودهمراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی راخواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بینمردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانیتاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتنداد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سویمغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایرانافزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیشاز روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغاندر مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پردهخاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبرآوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتشدار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطارنمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقشداشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سندگذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدندو بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیماما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر ازاو خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایرانبه کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمدگورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاریاز آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمودو در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگیتا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاهازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد …

خواجه نصرالدین طوسی :خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهرتوس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیرالدیـن) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.

سورنا : سورنا یکی ازسرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیانفرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرفنموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهایپهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروایشام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند رادر سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس»با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بردوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد Orod » ( اشک 13) پادشاه دلاور اشکانی کهخود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، سورنا فرمانده مورد اعتماد خود را بهجنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلبمیان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و درنزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامیماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاهروم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدندو تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میانایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس ازپیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرتآنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهانپرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شدو از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناختهشده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی ازایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشکسیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراطوری ایران بگیرند .
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران راضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار وبزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانستهاند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایسآنها در طی سلسله اشکانی است…

سعدی شیرازی : سعدی درشیراز دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دین‌آموختگان بودند و پدرش در دستگاهدیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی کههنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهورنظامیه و دیگر حوزه‌های علمی آن شهر به دانش‌آموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخابوالفرج جوزی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی بهره برد. پس از دانش‌آموختگی تصمیم به ترکبغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیرازبازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت.پس ازحدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت می‌کرد. سال‌های باقیمانده عمرسعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربه‌ها و آموخته‌هایش کتاب بوستان رادر سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجریقمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.

شهاب الدین سهروردی :شیخ شهابالدین یحیی بن حبشی بن امیرک سهروردی ، بی شک یکی از بزرگان حکمت و فلسفه و عرفانایران زمین است .و این حکیم فرزانه درمدت عمر کوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده وماندگاری به جامعه بشری تقدیم کرده است که از زوایای گوناگون درخور توجه و دقتهستند . هدف اصلی او در پرداختن به مسایل فلسفی ، احیای تفکر فلسفی ایران باستانوبد و با حکیم ابوالقاسم فردوسی دریک مسیر قرار گرفت . شهاب الدین ازکودکی اندیشهای نیرومندو هوش سرشار و برای تحصیل علم و طبعی حریص و مولع داشت . دوران کودکی واوان حداثت سن و آغاز تحصیل را در مولدو مسقط خود سهرورد گذرانید.
شهاب الدیندراصفهان کتاب «البصائر النصیریه »تالیف عمربن سهلان الساوی استاد مبرز علم و منطقو حکمت را نزد ظهیر پارسی خواند و درمراغه ، پیش شیخ مجد الدین جبلی ،از بزرگاننامدار عصر الیاس علوم و حکمت و اصول فقه را آموخت . سهروردی درضمن تحصیل علم ودانش به فعالیت های گوناگونی پرداخت . او درباب چگونگی تشکیل و تحقیق علم حصولی وادراکات حصولی به مراتبی قائل بود که عبارتند از : 1ـ ادراک عقلی 2ـ ادراک خیالی 3ـادراک حسی ز جمله استادان سهرورد می توان به مجد الدین جبلی و طاهر الدین قاریاشاره کرد . طوریکه جبلی تحصیلات اولیه را به ویآموخته و قاری نیز تحصیلات عالیهرا به او آموزش داده است . ا ز جمله استادان سهرورد می توان به مجد الدین جبلی وطاهر الدین قاری اشاره کرد . طوریکه جبلی تحصیلات اولیه را به وی آموخته و قاری نیزتحصیلات عالیه را به او آموزش داده است . سهروردی درروز جمعه سلخ ذی الحجه ( یاپنجم رجب ) سال 587 هجری قمری وفات یافت . اهمیت وعمق فلسفه سهروردی که مهمترینفعالیت آموزشی شیخ شهاب الدین سهروردی بود ،درهمین است که دو اصل به ظاهر دوراز همتفکر شرق و غرب را به یکدیگر نزدیک ساخته است . شیخ شهاب الدین یحیی بن حبشی بنامیرک سهروردی ، بی شک یکی از بزرگان حکمت و فلسفه و عرفان ایران زمین است .و اینحکیم فرزانه درمدت عمر کوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده و ماندگاری به جامعه بشریتقدیم کرده است که از زوایای گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلی او درپرداختن به مسایل فلسفی ، احیای تفکر فلسفی ایران باستان وبد و با حکیم ابوالقاسمفردوسی دریک مسیر قرار گرفت .
شهاب الدین بسیار کم می خورد و اغلب به یک هفتهروزه می گشود . به امور دنیا و ظاهر حال ، خوراک ،پوشاک ، جاه و مقام ، ضیاع، عقار، تعنیات مادی و تشخیصات اجتماعی بی اعتنا بود و حتی گاهی برخلاف عرف و عادت ومنظور درهم شکستن قیود و حدود ،جامه و کلاهی دراز و سرخ می پوشید و یا خرقه ای دیگربر سر می افکند . اغلب روزها روزه دارو بیشتر شبها در مناجاب و بیدار بود . به آوازو ترانه خوش و نغمات موسیقی و سماع دلکش عشق می ورزید و در سخن گفتن دلیر و بی با کبود . شیخ اشراق درطرح وبیان تجربیات عرفانی خویش ، از تجربیات پیشینیان خود بویژهمتون حماسی بهره برده است و نه تنها ادامه دهنده راه بزرگانی چون فردوسی دراحیایفرهنگی ایران باستان است ، بلکه درشیوه بیان این مطالب نیز بیش از پیش تحت تاثیرمتون حماسی از جمله شاهنامه است .

 

مولانا : بزرگترینعارف ایران زمین و پارسی گوی بزرگ قرن 6 هجری


آرتاخه :دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس


آرش :ملقب به کمانگیر . پهلوان ایرانی در عهد منوچهر شاه که در تیر اندازی سر آمد زمانخود بوده است که در جنگ میان منوچهر و افراسیاب قرار بر پرتاب کردن تیری میگذارندتا مرز میان ایران و توران را تعین کند آرش از طربستان تیری پرتاب کرد که در مروفرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ایران زمین فدا نمود


اسکیلاس : دورههخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندسسازنده قنات


آریه : سردار معروف و بزرگ ایرانی که به حمایت از پادشاهی کورشکوچک برخواست

استانس : دوره هخامنشیشیمیدان و استاد دموکریتوس

آیین گشسب :سردار بزرگ ایران که در زمانهرمز چهارم فرماندهی لشگر ایران را بر عهده داشت

ابولولو : یا همانفیروز نهاوندی . پس از یورش تازیان به ایران به سرکردگی عمربن خطاب فیروز نهاوندی وتعداد بیشماری از ایرانیان به غلامی اعراب در آمدند . فیروز غلام مغیره بن شعبه شدو با زیرکی و در جهت انتقام خون کشته شدگان ایران عمربن خطاب خلیفه دوم را با ضربههای کارد کشت .
ابومسلم : ابومسلم خراسانی سردارایرانی و داعی معروف عباسی مشهور به امین آل محمد و صاحب الدعوه است که در راس سیاهجامگان خراسان بر بنی امیه خروج کرد و مروان بن محمد خلیفه اموی را مغلوب و منهزمکرده و دولت خلفای بنی عباسی را تاسیس کرد ابومسلم به سال 124 ه.ق در کوفه بادعاءبنی عباس آشنایی پیدا کرد و چندی بعد به پیروزیهای شگفت آوری دست یافت و کارش بهجایی رسید که خلیفه از قدرت او و محبوبیت اش در بین ایرانیان مرعوب شد در خلافتسفاح برادرش منصور اجازه خواست که ابومسلم را به قتل رساند ولی سفاح جایز ندانستوقتی منصور به خلافت نشست به دسیسه هایی دست یافت و عاقبت ابومسلم را ناجوانمردانهبه قتل رسانید وی یاران و پیروان جان برکف بسیاری داشت و فرقه های مسلمیه راوندیهبه خاطره او را گرامی می داشتند و کسانی مانند سنباد اسحاق ترک مقنع و بابک خرم دینداعیه خونخواهی او را داشتند بابک خرمدین تا به آن حد پیش رفت که می گفت روحابومسلم در او حلول پیدا نموده است

آریوبرزن : سردار بزرگ ایران که با شهامتی در خورستایش و ماندگار لشگر ایران را تا آخرین لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت ومقاومت نمود و جان سپرد و حماسه ای در تاریخ ایران از خود بر جا گذاشت

استاذسیس : سردار دلیر ایران که در نواحی هرات وبادغیس و سیستان بر ضد منصور خلیفه ستمگر عباسی قیام کرد و عاقبت به فرمان منصور دربغداد به دار آویخته شد و یکی از سمبلهای عرب ستیزی را در ایران به جای گذاشت و درسوطن پرستی در برابر یورش بیگانگان برای جوانان به جای گذاشت
احمدبنمحمد نهاوندی : ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج

آذربرزین :پسر فرامرز که با بهمنپسر اسفندیار جنگید که یکی از پهلوانان ایرانی میباشد و آتشکده ای هم به همین ناموجود دارد

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمیدلاهوری : سده یازدهم هجری معماران ایرانیسازنده تاج محل در هندوستان

انوشیروانعادل :انوشیروان دادگر . پادشاه معروف ساسانی که با بنیان گذاشتن قوانینحکومتی - دادگستری - اجتماعی و کشوری ایران را به مرز باشکوه ترین کشورهای جهانمبدل نمود . او مزدکو مزدکیانرا که مدعی پیامبری شده بودندانوشیروان با طغیان مغ های زرتشتیمجبور شد همه مزدکیان را از میانبردارد اومشهورترینکاخ معماری ایرانی را درعراقپایهگذاشت که تیسپون نام گرفت ولیبعدها توسط تازیان ویران شد

استخری(اصطخری) : وی را نیزابن ندیم از محاسبان ومهندسان بشمار آوردهاستاز جغرافی دانان نامداری مشرق زمین

ابو سعید ابوالخیر :شاعر و عارفبزرگ پارسی قرن 4 و 5

امیر خسرو دهلوی : شاعر بزرگ پارسی قرن 6 که خاندانش از ایران ترک وطن نمودنو هندوستان رفتند

اوحدی مراغه ای : شاعرو عارف قرن 7 هجری

انوری ابیوردی :شاعر و استادنامدار قرن 6 هجری - استاد علوم - ریاضیات و نجوم و از پیروان ابن سینا

ابوبکر محمدبن حسن حاسبکرجی : ( مرگ در 421/420 هجری 1030/1029 م)ریاضیدان ایرانی صاحب کتاب نسوی نامه

ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی :  ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسانبزرگ - ستاره شناس و نظریه پرداز در نجوم

اصفهانی -محمد حافظ : (نتیجه الدوله) سده دهم هجری ، مولف رسالههایی در انواع دستگاههای مکانیکی

پور سینا (ابو علی حسین بن عبدلله بن سینا ) :شیخ الرئیس حجهَ الحق ابوعلی حسین بن عبداللّه بن حسین بن علی بن سینا مشهوربه ابن سینا (427-370 هجری)(1037-980 م) در افشنه نزدیک بخارای ایران درخراسان بزرگمتولد شد و در آنجا به کسب علم پرداخت.او تحصیلات مقدماتی ازجمله ادبیات-قرآن-فقه و حساب نزد پدر آموخت و برای فرا گرفتن منطق و هندسه و نجومنزد ابو عبداللّه ناتلی رفت.او از همان اوان کودکی بسیار خارق العاده بود و دانشزمان خود را با سرعت فرا میگرفت.او در سن ۱۶ سالگی به طبابت پرداخت.وی پس از درمانکردن نوح بن منصور سامانی به دربار او راه یافت.به دنبال شهرت روزافزون او کهآوازهء این شهرت به گوش سلطان محمود نیز رسیده بود محمود را دعوت کرد تا به غزنینبرود اما ابن سینا به دلیل خشونت و تعصب دینی سلطان محمود دعوت او را رد کرد و ازخوارزم فرار کرد.مدتی در ترکستان و خراسان بسر برد و سپس وارد گرگان شد و در آنجامشغول به طبابت گشت.سپس به ری رفت و در آنجا مجدالدوله دیلمی را که به بیماریمالیخولیا مبتلا شده بود او را درمان کرد.او در همدان مقام وزارت شمس الدوله را بهدست آورد و از حمایت علاءالدوله کاکویه برخوردار گشت.سرانجام در همدان در سال ۴۲۸ (ه.ق)درگذشت.از جمله معروف ترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبانفارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهاربخش(منطق-طبیعیات-ریاضیات و مابعدالطبیعه)است را نام برد این اثر و کتاب بعدی بهنام قانون که دایرهَ المعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است . ویدرریاضییات،زمینشناسی،فیزیک،پزشکی، فلسفه تبحر خواصی داشت

اخوان الصفا :گروه از مهندسان و دانشمندان و فیلسوفان که در سده دهم میلادی(سده چهارم هجری) بر آمدند. بعضی از اعضای این گروه مخفی مثل ابو سلیمان محمد بنبشیر بستی مقدسی، ابو الحسین علی بن هارون زنجانی و محمد بن احمد نهرجوری ایرانیبوده اند آنان دایره المعارفی شامل کلیه شعب معرفت پدید آوردند

ابو جعفر خازن :زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) ریاضی دان و ستارهشناس

ابو الفتح اصفهانی :ریاضیدان سده چهارم هجری

ابو سهل ویجی بن رستمکوهی : (سده چهارم هجری) اهل طبرستان ،ریاضی دان،مهندس، ستاره شناس. وی رهبر ستاره شناسان در رصد خانه ای بود که شرفالدوله دیلمی ساخته بود

ابو سعید احمد سنجری : (415-340ه)(1024-951م) ریاضی دان

ابوبکر حسن بن خصیب :در اواخر سده نهم میلادی ( سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ایرانیبود

احمد بن داوود دینوری : ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) دردینور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، ریاضی دان ، گیاه شناس و لغتنویس

ابو نصر محمد فارابی : (340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب ترکستان -فیزیکدان،موسیقی شناس،فیلسوف ایرانی

احمدبن سهل بلخی : (934م/323ه) زاده شاستیان بلخ ،ریاضیدان وجغرافی دان

ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و کتابدار هارون الرشید

ابو نصر محمد بن عبدالله(کلواذانی) :از دودمان اردشیر بابککلواذانی(تولدش پیش از سال سیصد هجری) از جمله ریاضی دانان

ابو حامد احمد بن محمدصاغانی : (مرگ در 380ه 990 م) از مردمصاغان مرو ، ریاضیدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و دیگر ابزارهاینجومی

ابو الرضا عباس بوزجانی : ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان درحوالی نیشابور ، ریاضیدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظری پرداز درنجوم

ابو منصور موفق : (سده چهارم هجری) شیمی دان و دانشمند و علم مواد

ابو نصر اسمعیل بن حمادجوهری : (مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب ومقیم نیشابور. لغت نویس و مبتکراندیشه های پرواز

ابوالعباس احمد بن محمد بن کثیر فرغانی :اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامونبرآمد - ستاره شناس و نظریه پرداز نجومی

بابا طاهر عریان : شاعر و صوفی نامدار مشرق زمین در قرن 5 هجری . سرودههای وی بزرگترین سند در اثبات زبان و ادبیات کوردی ایران است

بوبراندا : دورههخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس
برزمهر :پهلوان و دلیر مرد ایران در زمان پادشاهی بهرامگور

برزویه : طبیب واندیشمند مخصوص انوشیروان عادل که کتاب کلیله و دمنه را از هند به ایران آورد و بهزبان پهلوی ترجمه کرد

بدیع اسطرلابی : (مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازندهاسطرلاب

بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) :سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مکانیک ، هندسه دان، و ریاضی دان

بلاش : یکی ازپادشاهان اشکانی که به اشک بیست و دوم معروف بود و در سالهای 51 تا 77 میلادیپادشاهی ایران را بر عهده داشت و خدمتی بزرگ به ایران زمین نمود . زیرا کتابارزشمند ایرانیان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ایران از میان رفته بود باتلاش و همت او دوباره گردآوری شد

برازه : دوره ساسانیزمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آبادیااردشیر خوره

بابک خرمدین :سردار دلیر و پیشواینهضت خرمدینیان یا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قیام کرد و 22 سال دست یورش گرانعرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلی از مقاومت ایرانیان در برابر حملهبیگانگان به کشور شد . وی در تاریخ 2 صغر سال 223 هجری قمری در سامرا به دستورخلیفه تازی تکه تکه شد . پس از وی خانواده و همسرش نیز کشته شدند
بوذرجمهر :بزرگمهرمعروف ترین و اندیشمند ترینوزیر دربار انوشیروان دادگر که گفتگوی های خرد ورزانه او در تاریخ ایران ثبت گشتهاست

بهرام چوبین : سرداردلیر ایران که در زمان پادشاهی هرمز چهارم ایران را از حمله وحشیانه ترک هایمغولنجات داد و با لشگر کشی و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . کهبعدها در جنگ با رومیان شکست خورد

برانوش :دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر
پیروزان :یکی از سرداران ایرانی در زمان یزدگرد سوم . کهدر جنگهای ایرانیان با اعراب رشادتهای از خود بر جای گذاشت
جمشید :پسر طهمورث - چهارمین پادشاه پیشدادی . که جشن نوروز را بنیان نهاد ورسوم و آیین هایی شادی برای ایرانیان بر جا گذاشت که او را جم یا جمشاسب هم گفتهاند
ابو موسی جابرین حیان :در 160 هجری قمری درکوفه بر آمد - اهل توس ، شیمیدان و کانی شناس و ستاره شناسبزرگایرانی . او با تحقیقات خود پیشرفتهای در علوم به وجود آورد.دورهزندگی جابربن حیان همزمان با اوج عظمت و شکوه و قدرت مسلمانان بوده زمانی که هارونالرشید خلیفه مسلمانان بود و از علم و دانش حمایت می کرده است جابر با امام صادقرابطه داشته و از اصحاب امام جعفرصادق بوده است.وی از حمایت برمکیان برخوردار بودامّا هنگامیکه جعفربرمکی به دستور خلیفه کشته شد ماندن در بغداد را صلاح ندانست وفراری شد و به زادگاهش بازگشت.در آنجا در تنهایی و انزوا به کارهای علمی و تحقیقیپرداخت تا سرانجام از جانب مامون عباسی مورد احترام و حمایت قرار گرفت.در دایرهَالمعارف بریتانیکا ذکر شده که جابربن حیان علوم پنهانی را از امامصادق یاد گرفت.وی راجع به اسطرلاب مطالبی را نوشته است.از کارهای مهمیکه جابر در زمینه علم کیمیا انجام داده آن است که اصل عناصر یونانی را تغییر داده واظهار کرده است که از آن عناصر تنها دو جوهر به نام گوگرد و زیبق به وجود میآید.آزمایشگاه شیمی جابر تا دو قرن از دید مردم پنهان بود تا اینکه زمانی که میخواستند در شهر کوفه در نزدیکی دروازه دمشق بنایی بسازند آزمایشگاه وی را کشفکردند.جابر بیشتر عمر خود را در آزمایشگاه بسر برد وی در آنجا به تجزیه و ترکیبمواد گونان می پرداخت با توجه به به همین مسئله می توان او را از اولین دانشمنداناسلامی که علم شیمی را بر پایه آزمایش و تحقیق بنا کردند نام برد.وی در زمینه رنگهاتحقیقات و کشفیات جالبی ارائه نموده است.حدس زده اند که وی به خاصیت رادیواکتیو همپی برده است.وی روشهایی را برای استخراج و تصفیه فلزات مطرح کرده است.جابر اعتقادداشت که تبدیل عنصری به عنصرس دیگر از راه وساطت جوهری اسرار آمیز صورت می گیرد اوو شاگردانش این جوهر اسرارآمیز را اکسیر نام نهادند.جابر به خوبی از تهیه و ساختنسفیداب سرب آگاه بوده است.ابن الندیم در کتاب الفهرست به بیش ۳۵ کتاب او اشاره میکند که از مشهورترین آنها میتوان به این کتابها اشاره کرد:*کتاب الزیبق*کتابالرکن*کتاب الاحجار*کتاب القمر*کتاب واحدالاول

حافظ شیرازی : حضرتلسان الغیب حافظ شیرازی شاعر - عارف و ادیب پارسی گوی قرن 7 هجری

حلاج : حسن ابن منصورحلاج . از عرفای مشهورایرانی -اسلامی قرن سوم هجری که با گفتن عقایدمخالف خود علیه اعراب افراطی به شهرت رسید . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند وچون در زمان المقتدر خلیفه عباسی خلاف موازین و عقاید اسلامیان افراطی آن زمان سخنگفته بود به اصرار فقهای بغداد او را دستگیر و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپسوی را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وی هر دو دست وی را قطعکردند و سپس هر دو پای وی را بریدند و بعد جسدش را سوزاند واین وحشیگریهای اعراب کهبه نام اسلام کردند هزاران بار در تاریخ ما به ثبت رسیده است

خاقانی شروانی :بزرگ قصیده گویپارسی و شاعر نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی : یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی که *منجم*ریاضیدان*وجغرافیدان*که در سال ۱۸۵(ه.ق)در نزدیکی بغداد به دنیا آمد.او بزرگترین عالم زمان وعصر خویش بود.اجدادش اهل خوارزم بودند امّا به احتمال زیاد خودش از اهالی قطربولیمنطقه ای نزدیک بغداد بود.او در زمینه ریاضیات و نجوم مهارت بسزایی داشت.او اولینریاضیدان دوره اسلامی است که آثارش به دست ما رسیده.وی در زمان خلافت ماُمونعضو"دارالحکمه"که گروهی از دانشمندان در بغدا به سرپرستی مامون قرار داشتند شد ومورد توجه خلیفه وقت بود.او کتاب جبر و مقابله خود را که درباره ریاضیات مقدماتیاست و اولین کتاب جبر است که به عربی نوشته شده است.آن را به مامون تقدیمکرد.کتابهای او در زمینه*جبر*حساب*نجوم*که به زبان عربی نوشته شد هم در کشورهایاسلامی و هم در کشورهای اروپائی تاثیر بسزایی داشت.کتابهای دیگر او که درباره ارقامهندی است بعد از آنکه در قرن ۱۲ به زبان لاتینی منتشر شد تاثیر خاصی بر رویاروپائیان گذارد و نام خوارزمی مرادف با هر کتابی که درباره حساب جدید بود قرارگرفت و از همین جا اصطلاح الگوریتم به معنای قاعده محاسبه رواج یافت.از جملهکتابهای دیگر او در زمینه ریاضی می توان مختصر من حساب الجبر و المقابله*و کتابالجمع و التفریق*و زیج را نام برد.وی در سال ۲۳۳(ه.ق)درگذشت…

خواجوی کرمانی :شاعر و عارف قرن 7هجری ایران زمین

خسرو پرویز : خسروپرویز سازنده حماسه بزرگ خسرو و شیرین نیز بود که عشق جاودانه اش به شیرین برایهمیشه در تاریخ به ثبت رسید . که با اندوه بعدها از فره ایزدی دور میگردد و از آنمقام و ابهت خود میکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کندولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بود

خراسانی -ابوبکر علی بن محمد :شیمیدان ایرانی که بقول ابن ندیم و بگفته کیمیاگران بهکیمیا دست یافت

خالد بن عبدالملک مرورودی :اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمانمامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند

خوارزمی -محمد بن احمد کاتب :از دایره المعارف نویسان سده چهارم هجریاست.کاتب مفاتیح العلوم وی شامل مباحثی در حساب،هندسه،نجوم،موسیقی،مکانیک وشیمی

خشایارشا : فرزندداریوش . او یکی دیگر پادشاهان هخامنشیان بود که وی را فاتح سرزمین هایآتناروپامیدانند . او آتن را به کلی تصرف کرد . دلیل لشگر کشی وی عدول کردنیونانیان از قوانین آن روزگار بود زیرا لیدی که از زمان سلسله مادها جزوی از ایرانبودکهتوسط یونان به آتش کشیده شده بود سپاه ایران از دریا گذشتند وآتن را تصرف نمودند .

خازنی -عبدالرحمن :فیزیک دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگدر ابتدای سده ششم هجری

جهان برزین :دوره ساسانی - سازنده تخت تاقدیس
عبدالرحمن جامی :شاعر نامدارقرن 8 پیشکوست در ادب - علم - عرفان سیر و سلوک که به تازی و پارسی شعرهای خود راسروده است

جرجانیابو سعید ضریر (گرگانی ) : مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناسو ریاضی دان

دقیقی طوسی : شاعر قرنچهارم هجری - ایرانی زرتشتی - نخستین گردآورنده شاهنامه پیش از فردوسیبزرگ

داریوش :وی در سال 521 بر تخت پادشاهی ایران رسید . او ساخت کاخ تخت جمشید را آغاز نمود و بعد از سهسال بررسی و ساختن ماکت از کاخ تخت جمشید با کمک مهندسین خلاق که بعدها به موزه هنرتمام کشورها شناخته شد بنای این کاخ جاودانه را گذاشت و بیش از نیمی از آن را درزمان خود ساخت و ادامه ان توسط جانشینش خشیارشا تکمیل و بعد از وی فرزند او انجامگرفت . داریوش هخامنشی کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروفگردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دوکشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدهااز خطوط رایج دنیا شد . داریوش ، ایران را به بزرگ ترین کشور جهان آنروز مبدل کرد (بیش از 28 کشور ) . داریوش آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری درآورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . .

رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ایران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلی که در عهدکیقباد و کیکاوس و کیخسرو با تورانیان جنگید و از خود دلاوری ها و رشادتهای شگفتانگیز بر جای گذاشت .

رستم فرخزاد :سردار کبیر ایران کهدر جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ایران در زمانشاهنشاهییزدگرد سوم بود که حماسه ای در جنگ قادسیه بوجود آورد کهتاریخ نیاکانمان را زیبا تر از همیشه ساختدر نهایت به دست سپاه اسلام کشتهشد

رودکی :شاعر بزرگ قرن 4 هجری ازایرانیان سمرقندی و ناظم کلیله و دمنه

روزبه :دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و کوفه

رابعه  : به احترام بانوان ایران زمینیکی از دهها زن برجسته ایرانی را نیز اینجا می آوریم .نخستین زن ایرانی کهپس از حمله وحشیانه اعراب به ایران و تسلط کامل به کشورمان به زبان پارسی اصیل شروعبه سرودن شعر کرد . زمانش را برابر با رودکی گفته اند . گفته شده است که حارث برادررابعه غلامی خوبرو به نام بکتاش داشت که بعدها رابعه عاشق بکتاش میشود که در اثراین عشق حارث فرمان میدهد که رابعه را به حمام ببرند و رگهایش را بزنند و بعد از آندرب حمام را گل بگیرند که بعد از آن رابعه با خون خود شعرهایش را بر دیوار حمامنوشت و به ناکامی از جهان بدرود گفت

ثنایی غزنوی : عارف وزاهد و اندیشمند مسلمان و استاد شعر پارسی در قرن 5 هجری

ستاسپ : دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف
سنباد : یکی دیگر از قیامکنندگان بر علیه حکوتهای غارتگر اعراب در ایران که به جان و مال و ناموس ایرانیانتجاوز میکردند . او اهل نیشابور بود و پس از اینکه منصور خلیفه عباسی - ابومسلمخراسانی را کشت وی در نیشابور به خونخواهی از ابومسلم که فردی ایرانی و وطن پرستبود برخواست و قیام کرد که در نهایت با شصت هزار نفر از یارانش توسط اعراببیابانگرد و کشتارگرکشته شد

سهل بن بشر ( یا سهل بن حبیب بن هانی ) :در نیمه اول سده نهم میلادی ( سده سومهجری ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم

سیاوش : یکی از اسطورههای ملی ایرانیان .مردم ایرانزمان های مدیدی سوگ سیاوش را هر سالهگرامی میداشتند . پسر کیکاوس و پدر کیخسرو . سودابه زن کیکاوس عاشق او شد که سیاوشاز او امتناع ورزید . سودابه به همین جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سیاوش بتوراننزد افراسیاب رفت و دختر وی را به زنی گرفت . گرسیو برادر افراسیاب به سیاوش حسدبرد و افراسیاب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سیاوش باعث جنگهای طولانی وغضب ناکی میان ایرانیان و تورانیان گشت

سیف فرغانی : ازشاعران و عارفان قرن 7 هجری

سهل طبری : در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) برآمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشک

صائب تبریزی :استاد غزل سرای پارسیقرن 10 هجری

شهریار : استاد شعر -دانشجوی پزشکی - از مریدان حافظ - که دیوان کاملش را به پارسی و یک مجموعه مشهورآذری به نام حیدر بابا از وی باقی مانده

شمس الدین محمد بن ایوب دینسری :(سده هفتم هجری)- دایره المعارف نویس و نگارنده کتاب نوادر التبادر لتحفه البهادر که شامل مباحثی از علوم طبیعی است

شاپور ذوالاکتاف :شاپور دوم پادشاهمقتدر ساسانی که پس از خلع آذر نرسی بر تخت پادشاهی ایران جلوس کرد و هفتاد سالپادشاهی کرد . او یکی دیگر از پادشاهان بزرگ ایران است که چندین بار از حمله اعراببه ایران جلوگیری کرد و با اندیشه نیک سرزمین آریایی ما را از هجموم بیگانگان محفوظداشت . او را به این جهت ذوالاکتاف میخوانند که دارای شانه های پهن و بزرگ بود . دربعضی از کتب تاریخی گفته است به دلیل آنکه پس از اسیر کردن مهاجمین ( اعراب ) ازکتف آنان طنابی عبور میداده و همه را به طناب میکشیده ذوالاکتاف نامیده شده ولی اینباور با ابهت و منش نیاکان ما در تضاد است

شیده :دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق

شاهین :یکی از بزرگ سرداران وسپهسالاران ایران در زمام پادشاهی خسرو پرویز ساسانی

شیدرنگ : پزشک وفیلسوف ایرانی در عهد ضحاک که پزشکی را یکی از مشاغل واجب الوجوب میدانسته

قطب الدین شیرازی : (1236-1311م)-ریاضیدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشک، فیلسوفایرانی

فارابی،ابو نصر : (مرگ در 340/339 هجری یا 951/950م) دانشمند و فیلسوف ، در طبقهبندی علوم و در تبیین قوانین صوت و در تعریف دانش ها نقش عمده ای داشت

فضل بن حاتم نیریزی :  ( مرگ در 922 م / 310 ه ) ریاضی دان ، هندسه دان وستاره شناس

فخرالدین عراقی همدانی : عارف و شاعر نامور قرن 7 هجری ایران زمین

فرخی سیستانی : غزلگوی و قصیده سرای نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

فروغی بسطامی : شاعر -غزلسرا - استاد پارسی گوی - عارف و ریاضدان قرن 13 هجری

فرغان :دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا
عاملی - بهاالدین : (1031-953هجری) ریاضیدان، معمار، فیلسوف

عبید زاکانی :منتقد اجتماعی قرن 7هجری که شکایات خود را از دست حکام ظالم وقت به شعر پارسی در آورده است

علی بن سهل بن طبری : ( سده نهم میلادی / سده سوم هجری ) مؤلف فردوس الحکمه در طب وهوا شناسی ، نجوم

عمربن فرخان طبری : ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار

عبدالملک بن محمد شیرازی : ریاضیدان و ستاره شناسی که در نیمه دوم سده دوازدهممیلادی(ششم هجری) برآمد

عطار نیشابوری : شاعرو عارف نامدار قرن 6 هجری ایران زمین

عبدالرحمن بن عمر صوفیرازی :زاده ری(376-291ه)(986-903م) ستارهشناس

غیاث الدین جمشید محمد طبیب ( الکاشی) : (790-832 هجری قمری) از مردم کاشان، ریاضیدانو محاسب

کاوه آهنگر :آهنگری که چرم پارهخود را بر سر نیزه زد و ضحاک تازی را از تخت پادشاهی ایران به زیر افکند و بعدهاچرم وی به درفش ملی کاویانی مبدل گشت . کاوه با یاری مردم ضحاک تازی را در کوهدماوند حبس کرد و فریدون را به سمت پادشاه ایران نشاند

کورش :کورش نوه آستیاگ از دودمان ماد و سر دودمان هخامنشیان پارس است او یهودیان را ازبابل آزاد نمود . برای همین یهودیان علاقه خاصی نسبت به او دارند آنان عید فصح کهسالگشت این آزدی است را هر ساله جشن می گیرند .

کیخسرو : سومین پادشاهمقتدر کیانی به خونخواهی کشتن سیاوش برخواست و مدتهای زیادی با تورانیان جنگید و درنهایت آنان را مغلوب ساخت و افراسیاب را به دلیل کشتن سیاوش که نه تنها پدر وی بودبلکه یکی از قهرمانان نامی ایران بود کشت . پدرش سیاوش و مادرش فرنگیس بود

کیومرث : نخستینپادشاه و بنیانگذار سلسله پیشدادی درپیش از ظهور هخامنشیان . در زماناو مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حیوانات می پوشاندند

وحشی بافقی : غزلسرایو عارف قرن 9 هجری ایران زمین

مازیار : یکی دیگر ازقیام کنندگان بر علیه حکومت اعراب در ایران . وی در طبرستان بنایی عظیم ساخت و درجهت بازگرداندن عظمت ایران به قبل از یورش تازیان تلاش کرد . وی در زمان معتصمعباسی قیام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرمیدنهویت ملیایرانی را زنده کنندکه در نهایت با جنگهای معتصم دستگیر و در بغداد کشته شد . او نیز یکی دیگر از تندیس های ملی گرایی ایرانیان در برابر تهاجم دیگر کشورها است

مرداویج : پسر زیار .سردار بزرگ ایرانی که او نیز در جهت متلاشی کردن حکومت اعراب در ایران کوشید و جانداد . وی فرمانده لشگر اسفار پسر شیرویه عامل نصر بن احمد ساسانی بود طبرستان رابرای اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداویج قزوین و همدان و اصفهان واهواز را گرفت و لشگر المقتدر خلیفه جنایتکار عباسی را شکست داد . وی در کمال تاسفدر سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد

مطهر بن طاهرمقدسی : (356ه 966م) دربست سیستان برآمد- دایره المعارف نویس وبازگوکنندهاعداد بزرگ هندی

مهران : یکی دیگر ازسرداران بزرگ ایران . وی از سپهسالاران ارتش ایران ( یزدگرد ساسانی ) بود و بااعراب بیابانگرد جنگید و ابوعبیده سردار مشهور عرب را به قتل رسانید

مازیار : ماه یزد یاریا مازیا یکی از سرداران بزرگ ایران بود که در هم زمان با قیام بابک خرمدین قیاممیهن پرستانه خود را در طبرستان بر ضد حکومت تازی در ایران انجام داد ولی در نهایتدر سال 225 هجری قمری به دستور خلیفه پس از چند سال مبارزه کشته شد

حسین معمار :معمار بقعه هارون در سال 918هجری

مهرداد بزرگ یا مهرداد کبیر : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی ولجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیانسلوکیرهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس -خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزوایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد وبه او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او رااز بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کردامروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم

ملک شاه :او دومین پادشاه سلسهسلجوقیان ایران است بدستور او هزاران شاهنامه توسط کاتبان دستنویس و تکثیر شد او بهخواجه نظام الملک دستور داد بجای تاریخ قمری تازی تاریخی ایرانی تهیه کنند خواجهنظام الملک توسی نیز دانشمندانی نظیر خیام و ابوریحان بیرونی و تنی چند را دراصفهان جمع نمود و تاریخ خورشیدی که موسوم به شمسی و یا جلالی نیز هست فراهم نمودند .

ملک الشعرای بهار : بزرگترین پارسی گوی قرون معاصر که به ایران باستان علاقهبسیاری داشت . روزنامه نگار و نویسنده نامدار ایران زمین در قرن 13 هجری

محمد ابن اشرف شمس قندی : ریاضیدان و ستاره شناس سده سیزدهم میلادی (هفتمهجری

محمد بن ابوبکر فارسی : ریاضیدان و ستاره شناس ایرانی نیمه دوم سده سیزدهممیلادی(هفتم هجری

مسعود سعد سلماس : شاعر قرن 5 هجری - استاد شعر پارسی

موید الدین طغرانی : (مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شیمیدان ایرانی

ماشاءالله (مناسه) : ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانیالاصلی که در پروژه شهر بغداد با نوبخت همکاری میکرد

محمد بن احمد خرقی : (مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافی دان ایرانی کهنظریه ای در باب چگونگی حرکت ستارگان نیز ارائه داده است

محمد بن عمربن فرخانطبری :پسر شخص بالا درآغاز سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم

ماهانی -محمد بن عیسی : ( مرگ در 874 تا 884 میلادی / 261 تا 271ه ) اهل ماهان کرمان ، ریاضی دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم بهمعادله ماهانی از اوست

المظفر : (سده ششم هجری) اهل توس ،مخترع گونه ای از اسطرلاب خطی

محمد بن لره :اهلاصفهان بوده ودر فهرست ابن ندیم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شدهاست

نوبخت : ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی که تحت سر پرستیخالد بن برمک که وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد

ناصر خسرو :شاعر نامدار قرن 5 هجری . حکیم فاضل و صوفی پارسی زبان

نظامی گنجوی :حکیم ابومحمد الیاسبن زکی بن موئد ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 در شهرستاناراک - تفرش روستای تاد متولد شد .بر سر تولد وی اتفاق نظر نمی باشد . عدهای نیز باور بر این دارند که وی در شهر گنجه از آران بالای رود ارس به دنیا آمدهاست . در هر دو شهر شکی بر ایرانی بودن وی نیست . زیرا همه گنجه در جمهوریآذربایجان شهری ایرانی است و هم تفرش .وی یکی از بزرگترین شاعران ایرانزمین است که به گفته پارسی شناسان بعد از فردوسی او قراردارد . وی حماسه خسرو پرویزپادشاه ایران را با شیرین به شاهکاری ادبی تبدیل کرد . مخزن الاسرار - منظومه لیلیو مجنون - هفت پیکر - و اسکندر نامه از دیگر شاهکار های او است . گنجه از شهرهایکوچک ایران بود و امروز متوسط از ایران جدا گشته است و هم اکنون آرامگاه او آنجاقرار دارد

هاتف اصفهانی :شاعر نامدار قرن 12هجری - استاد پارسی گوی ایران زمین

یحیی بن ابی منصور : ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی که دربغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیجبود

یعغوب بن طارق :  (مرگدر 796 م / 180 ه )از نژاد ایرانی ستاره شناس

یعقوب لیث :یکی دیگر از قیامکنندگان بر علیه حکومت اعراب در ایران که گامهای اساسی در جهت بر اندازی تازیان درایران برداشت وی نمونه دیگری از وطن پرستی ایرانیان در برابر هجوم بیگانگان به کشورشان بود . او پسر لیث رویگر بود . بواسطه کفایت و جوانمردی و دلیری از رویگری وعیاری به امارت سیستان رسید . سپس هرات و کرمان و شیراز و خراسان را گرفت و در جهتپاکسازی ایران از دست اعراب گام برداشت . وی بر ضد معتمد خلیفه کشتارگر عباسی قیامکرد و برای نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگید . سپس قصد حمله به بغداد راکرد و در صدد آمد که خلیفه ننگینعربرا بکشد لیکن عمرش کفاف نداد ودر اثر بیماری در سال 265 هجری قمری در گندی شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستاندرگذشت
یقبوب بن محمد رازی :ابن ندیم وی رااز مهندسان و محاسبان دانسته است

**********************

برخی دیگر از زنان و مردان دانشمند معاصرایرانی در جهان امروز

ارد بزرگ : اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریه قاره کهن او شهرتی شگفتانگیز یافته است او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گویدسلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برایتصاحب این سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای ازکشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیاو اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری استحال آنکه این جاده ، جاده انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق بوده است و نمونه آن افکارمیترایزم و شاهنامه فردوسی است که هر دو را با جعل اسامی از آن خود می دانند .نظریه دیگر او کهکشان بزرگ اندیشه نام دارد که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچکجهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون استو پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمینبرسند .

پروفسور محمد نبی نعمتی : رییس بخش جراحی مغز و اعصاب دانشگاه «بن» آلمان و استاددانشگاه ، تکنیک ابداعی این جراح برجسته ایرانی که برای نخستین بار در جهان باموفقیت بر روی چند بیمار به کار رفته است، می‌تواند مشکلات موجود در دفع ادرار وروابط جنسی این گروه از بیماران را تا حد زیادی برطرف کرده و به این ترتیب کیفیتزندگی جانبازان و معلولان قطع نخاع را به نحو قابل توجهی ارتقاء بخشد . پروفسورنعمتی، جراح سرشناس مغز و اعصاب و ستون فقرات که در حال حاضر ریاست بخش جراحیبیمارستان آموزشی دانشگاه بن آلمان را بر عهده دارد، برای نخستین بار در دنیا موفقبه جاگذاری دیسک مصنوعی کمر در ستون فقرات شده است.

دکتر محمد علی اسلامی ندوشن :ازبزرگترین اساتید زبان و ادبیات فارسی در حال حاضر

پرفسور مجید سمیعی :رئیس انجمن جراحان مغز جهان

پرفسور لطفی زاده : استاد دانشگاه و پدر منطق فازی – کامپیوتر هوشمند –بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

پرفسور مجید سمیعی :رئیس جراحان مغز جهان در آلمان

محمد رضا شجریان :بزرگترین خواننده موسیقی سنتی حال حاضر ایران

هوشنگ سیحون : بزرگترین معمار حال حاضر ایران

پروفسور فضل الله رضا :اندیشمند معاصر گیلانی و ازمفاخر علمی ایران

محمد نوری :خواننده کهن سال وطن پرستکه شعر های او ، آوای جان هر ایرانیست

دکتر محمد جعفر یاحقی :یکی ازبزرگترین شاهنامه شناسان حال حاضر جهان

دکتر محمد حسن گنجی :مؤسس رشته جغرافیا در دانشگاهتهران در سال دوم تأسیس و مؤسس سازمان هواشناسی کشور بوده است . وی در طول 12 سالریاست سازمان 5 ماه نیز رئیس منطقه سازمان هواشناسی جهانی در منطقه آسیا بوده و نقشبسزایی در پایه‌گذاری هواشناسی در سرتاسر آسیا ایفا کرده است .

دکتر جلال خالقی مطلق : حدود چهل سال زندگی خود راصرف پیرایش شاهنامه نموده‌اند ایشان هم از بزرگترین شاهنامه شناسان حال حاضر جهاناست .

انوشه انصاری : رئیس موئسسهتکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کردهاست

پرفسور علی جوان :بنیانگذار لیزر گاز- دارندهمدال استوارت- جان هرتز – فردریک آیوز

دکتر نصرت الله نزاکت گو :پیوند کبد از زنده بهزنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه

 دکتر علی‌اکبر جلالی :موسسنخستین روستای الکترونیکی جهان 

حافظ شیرازی، شمسالدین محمد  

(سال و محل تولد: 726 هـ.ق- شیراز ، سال و محل وفات: 791 هـ.ق- شیراز)

شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی ومشهور به لسان الغیب با وجود شهرت والای این شاعر در خصوص دوران زندگی حافظ بویژهزمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهرشیراز به دنیا آمد است.

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ دردست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس ازاصفهان به شیراز مهاجرت کرده است. شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه رویآوردو آموخت سپری نمودن علوم و معلومات معمول زمان خویش به محضر علما و فضلایزادگاهش شتافت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا… بهره ها گرفت.

خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبیروزگار خود تسلط یافت.

او هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود کهبه یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود تبدل شد. وی در این دوره علاوه بر اندوختهعمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و از این روی تخلص حافظ بر خودنهاد.

دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلیاتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در هماندوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راهیافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دستیافت.

دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت وانصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژهشیراز کوشید.

حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعارخود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسیخود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسسسلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدانشهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالتفارس حکمفرما ساخت.

امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگربود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند:

راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی —– خوش درخشید ولی دولتمستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ —– که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود

لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته استنه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده وکیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کردهاست.

اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظمواجه گشت و وی با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی وتعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست.

سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامیدو در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیربه تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیرنیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز ازادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش را مورد حمایت خاص خود قرار دادند.

 

اواخر زندگی شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود باحمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانیکه در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبهسوی شیراز نهاد.

مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 ه.ق روی داده است وحافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشتبه خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.

نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه خواجه شیرازگروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک وکفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند.

در مشاجره ای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او درگرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار اوواگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ —– که گرچه غرق گناهاست می رود به بهشت

حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلافسعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره درشیراز بود.

وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سرایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.

نقل شده است که وی مورد احترام فراوان سلاطین آلجلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی او را به پایتختهای خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شدولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوبو طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد ازاین رو از مسافرت شد.

شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او بهسبب غزلسرایی و سرایش غزل های بسیار زیباست.

ویژگی های شعر حافظ

برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتنداز:

1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی

رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه رازکرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر وی بیش از هر چیز به آینه ای می ماندکه صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها وسمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعرفارسی روحی حافظانه دمیده است.
چنان که در بیت زیر “شب تاریک” و “گرداب هایل” و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد:
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلیادبیات

این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معناییمحدودتر) “مراعات النظیر” نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ایبرخوردار است.

به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید:

ز شوق نرگس مست بلند بالایی
چو لاله با قدحافتاده بر لب جویم
شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست
کشیده در خم چوگانخویش، چون گویم

3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها

ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضایموضوع و مضمون، شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، اینلحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار واندوهگین.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلکرا سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

***

من و انکار شراب این چه حکابت باشد
غالباً اینقدرم عقل و کفایت باشد

***

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
باید برونکشید از این ورطه رخت خویش

4- طنز

زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنزظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیدهاست. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش ونیش را در کنار هم گرد آورده است.
پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خودشاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند:

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام،ولی به ز مال او قافست

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده ات وسنگ به جام اندازد

5- ایهام و ابهام

شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظلذت بخش و رازناک است.
نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیرکرد:
اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود رابه ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب میشود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است.
دوم آن که زمان پرفتنهحافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلفباشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفتانگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اشرا از فتنه های زمان در امان می داشت.

سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسندشمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزیعارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربطنیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد:

دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطیخواجه، در این عهد وفا نیست

ایهام در کلمه “عهد” به معنای “زمانه” و “پیمان”

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم
زبن نقد قلبخویش که کردم نثار دوست

ایهام در ترکیب “نقد قلب” به معنای “نقد دل” و “سکهقلابی”

عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم
گر چه جاممانشد پر می به دوران شما

ایهام در کلمه “دوران” به معنای “عهد و دوره” ودورگردانی ساغر”

تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشیحماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.

جهان بینی حافظ

از مهمترین وجوه تفکر حافظ را می توان به موارد زیراشاره کرد:

1- نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکرانعارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند.

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟

من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست
که از آن دستکه او می کشدم می رویم

2- عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج وخونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد

عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد
دست غیبآمد و بر سینه نامحرم زد

3- تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهانبینی حافظ را تشکیل می دهد.

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمربهشت است و اگر باده مست

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهرو گرصد هنر داد توکل بایدش

4- فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه،درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی

به مأمنی رو و فرصت شمر طریقه عمر
که در کمینگهعمرند قاطعان طریق

فرصت شما و صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریمدیگر نتوان بهم رسیدن

5- انتظار و طلب موعود،

انتظار رسیدن به فضایی آرمانی از مفاهیم عمیقی استکه در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز وسمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظرا سرشار از خواسته ها و نیازهای متعالی بشر کرده است:

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که از انفاسخوشش بوی کسی می آید

***

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو بهجان آمد وقت است که بازآیی

***

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبهاحزان شود روزی گلستان غم مخور

***

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند وچنین نیز هم نخواهد ماند