غضنفرمیره سوپر مارکت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ..... صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ میگه: مرسی سلام میرسونه غضنفرزنش رو میبره سونوگرافی ، بهش میگن بچت پسره . می گه : ااا ... تورو قرآن اسمش چیه؟ به غضنفر میگن:پشتت خاکیه میگه: پس چی میخواستی آسفالت باشه پلیس راهنماییی جلو غضنفررو میگیره میگه: کارت ماشین گواهینامه معاینه فنی بیمه ... میگه : چیکار کنم ؟ جمله بسازم؟ به غضنفر میگن اگه سردت باشه جه کار می کنی؟ میگه نزدیک بخاری می نشینم. میگن اگه خیلی سردت باشه چه کار می کنی؟ میگه به بخاری می چسبم. میگن اگه خیلی خیلی سردت باشه چکار می کنی؟ میگه معلومه دیگه! بخاری رو روشن می کنم! می دونی نصف النهار چیه؟ شامی است که از نهار باقی مانده. به غضنفر میگن شنیدیم آدم شدی! میگه: نامردا شایعه کردن! غضنفر دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن! غضنفر به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی حیف نون میره خواستگاری. ازش می پرسن چه کاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب،میگه لوازم یدکی گوسفند دارم! عروس وارد یک مجلس می شه، مادرشوهر می گه: صلی علی محمد ... دشمن جونم اومد. عروس می گه: عقرب زیر قالی ... خواستی پسر نیاری! غضنفر میخواسته یک کبریت سوخته رو روشن کنه،هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه! میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟ میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی حضرت حق بر یونانیان ظاهر میشه و میگه: بندگان من، شما چندتا فرمان الهی نمیخواین؟! یونانیا میپرسن: بارالهی، فرمان الهی چیه؟ حضرت حق میگه: مثلاً یکیش اینه که نباید زِنا کنید. یونانیا به دست و پا میفتن، میگن: خداوندا، تورو به بزرگیت قسم دست سر از سر ما بردار... ما همین یک خوشی رو تو عالم داریم، فرمان الهی نخواستیم!! بعدتر، حضرت حق بر ایرانیان ظاهر میشه، میگه: بندگان من، شما چندتا فرمان الهی نمیخواین؟ ایرانیا میگن: خدایا، فرمان الهی دیگه چه موجودیه؟ حضرت حق میگه: مثلاٌ یکیش اینه که نباید دروغ بگین. ایرانیا میافتن به گریه زاری، میگن: خداجون، الهی قربون بزرگیت بریم، نون مارو آجر نکن... اگه راه داره این تریپ فرمان الهی رو بیخیال شو!! آخرسر حضرت حق میره سراغ قوم جهود، بهشون میگه: بندگان من، شما چندتا فرمان الهی نمیخواین؟ جهودا میپرسن: دونه‌ای چند؟!! حضرت حق میگه: بندگان نادان من،فرمان الهی که قیمت نداره، مجانیه. جهودا خوشحال میشن، میگن: خوبه، ما ده تا برمیداریم!!! پسر غضنفر تازه رفته بوده کلاس دوم، معلمش ازش میپرسه: دو دو تا؟ پسره میگه: چهارتا. معلمه میگه: باریک‌لله.. بیا اینم چهار تا گردو جاییزت. حالا بگو ببینم، دو سه تا؟ پسره میگه: یک گونی!!